السيد الخميني
17
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
نيايد و مقابلتْ چيزى با آن نكند . و ما در باب نيّت ، ان شاء اللَّه شرحى در اين موضوع مىنگاريم . و اكنون قلم را مصروف مىنماييم در بيان مراتب حضور قلب . و از براى آن ، مراتب و مقاماتى است بسيار كه به طريق اجمال و نمونه مراتب كلّيّهء آن را بيان مىكنيم . بايد دانست كه عبادات مطلقاً ثناى مقام مقدّس ربوبيّت است به مراتب آن ، كه كلّىِ آن رجوع كند به ثناى ذات يا ثناى اسما و صفات و يا ثناى تجلّيات ، تنزيهاً يا تقديساً يا تحميداً ؛ و هيچ عبادتى به حسب سرّ و حقيقت ، خالى از يك مرتبه از ثناى معبود نيست . بنا بر اين ، اولْ مرتبهء حضور قلب در باب عبادات ، حضور قلب در عبادات است اجمالًا ؛ و آن از براى همه كس ميسور است . و آن ، چنان است كه انسان به قلب خود بفهماند كه باب عبادات باب ثناى معبود است . و از اوّل عبادت تا آخر آن ، به طور اجمال قلب را به اين معنى كه اشتغال به ثناى معبود دارد متوجّه و حاضر كند ؛ گرچه خود نمىداند چه ثنايى مىكند و ذات مقدس را به چه و با چه ثنا مىكند و آيا اين عبادت ثناى ذاتى است يا اسمايى يا غير آن ، تقديسى يا تحميدى است ؛ مثل آنكه شاعرى مديحهاى براى كسى بگويد و به طفلى بفهماند كه اين در مدح فلان است ، ولى او نداند كه ممدوح را با چه و به چه مدح و ثنا كرده ؛ او اجمالًا مىداند كه مدح مىكند گرچه تفصيلًا نداند . همين طور اطفال دبستان معارف محمّدى صلى اللَّه عليه و آله كه مدايح و ثناهايى را كه به كشف كامل تامّ آن حضرت مكشوف و به وحى و افاضهء حضرت حقّ جل جلاله بر قلب شريفش نازل شده ، در پيشگاه مقدس مىسرايند ؛ گرچه خود نمىدانند كه چه ثنايى مىگويند و به چه و براى چه مدح مىسرايند ؛ ولى اوّل مرتبهء كمال عبادات آنها آن است كه قلب آنها در عبادت حاضر باشد كه ثناى حقّ مىكنم به ثنائى كه حقّ تعالى براى خود فرموده و خاصّان درگاه به آن رطب اللّسان شدهاند . بلكه اگر ثناگوئى به لسان اوليا كند بهتر است ، زيرا از شوائب كذب و نفاق خالى شود ؛ زيرا كه در عبادات ، و خصوصاً در نماز ، ثناهايى است مشتمل بر دعاوى كه جز كُمَّل